اول
مهتاب یک آواتار سفید بود با گونه های قرمز و چشمهای مشکی شرقی ، بعد گودر توی پلاس خانه زده بود. موسیقی عربی را با او شناختم. کوتاه مینوشت. دو سال بود میخواندمش. بابا آن وقتها قارئة الفنجان گوش میکرد. ما نمیفمیدیم. بابا با عبدالحیم میخواند و معنی میکرد. فالگیر میشد پسرجوان میشد شعر را از بر بود. ت ما گوش میدادیم او حظ میبرد. من کلاس تار میرفتم. اول اینطور بود که پایم را کردم توی کفش که نه اصلا من باید سه تار بزنم بعد نشد. استاد تارم تاریخ موسیقی را که برایمان درس میداد ، بربط ایرانی میگرفت دستش ، میگفت ساز دسته کوتاه باید بربط باشد. ساز میزد و حواسش به ما نبود. موهای مشکی و پوست گندمی داشت. در بالکن را باز میگذاشت. سیگار برای خودش دود میکرد و او دوار الشمس ثلاثی جبران میزد. آن وقتها نمیفهمیدیم چی میزند شیفته ی قطعه های سرعتی گوشه شوشتری همایون بودیم. ثانیه میگرفتیم سروقتش. ریکورد کرده بودم برای بابا میگذاشتم بابا سرتکان میداد کیف میکرد و لب میگزید. مهتاب شبها موزیک اپلود میکرد بی نام و نشان بی اسم و سند قطعه ی شماره ی فلان سه نوازی عود. آلبوم مجاز را همان موقع شنیدم بعدا هرچه بود و
برچسب: le trio joubran,le trio joubran masar,le trio joubran tour,
نویسنده: شیدا باقری
تاريخ: جمعه
28 آبان
1395 ساعت: 19:55